شش زن ENIAC: زمانی که برنامهنویسی «کار زنانه» بود
در ۸ مارس، Software Informer مجموعهای ویژه منتشر میکند که به زنان در فناوری اطلاعات و صنایع مرتبط اختصاص دارد: پنج مطلب و پنج روایت شخصی. اکنون یک گام به گذشته برمیداریم، به زمانی که رایانهها پرسر و صدا، داغ، و در مؤدببودن بسیار بد بودند — و زمانی که برنامهنویسی اغلب یک شغل پشتیبانی تلقی میشد، نه نقشی ستارهوار.
این گزارشی عمیق دربارهٔ رایانهٔ ENIAC، ENIAC Six (که اغلب نخستین برنامهنویسان رایانه خوانده میشوند)، و تاریخ اولیهٔ زنان در رایانش است؛ از جمله اینکه چگونه برنامهنویسی از “کارِ زنانه” به حرفهای معتبر و پردرآمد دگرگون شد.
رایانهای که هنوز به انسانها نیاز داشت
ENIAC سرواژهٔ Electronic Numerical Integrator and Computer است. این دستگاه در مدرسهٔ مورِ دانشگاه پنسیلوانیا برای ارتش ایالات متحده، از اوایل دههٔ 1940، عمدتاً برای محاسبهٔ مقادیر جداول برد توپخانه (بالستیک) ساخته شد. سادهتر بگوییم: کمک میکرد محاسبه شود که یک گلوله، بسته به شرایط فراوان، چگونه پرواز میکند.
ENIAC عظیم بود. حدود 30 تُن وزن داشت، بیش از 100,000 مؤلفه داشت، و برای “برنامه” کردن دستورها از پلاگبوردها استفاده میکرد. پس از سیمبندی، میتوانست با سرعت الکترونیکی اجرا شود، اما سیمکشی دوباره برای مسئلهای تازه ممکن بود روزها طول بکشد. این نشان میدهد “برنامهنویسی” آن زمان چه معنایی داشت: نه تایپکردن، بلکه طراحی فیزیکی، سیمکشی و وارسی.
همچنین، ENIAC با ابزارهای دوستانه همراه نیامده بود. نه زبانهای مدرن برنامهنویسی. نه دفترچههایی مانند “ENIAC برای مبتدیان”. بنابراین پرسش این نبود که “چه کسی میتواند کُد بزند؟” پرسش این بود که “چه کسی میتواند بفهمد اصلاً چطور باید این ماشین را واداشت کاری انجام دهد؟”
برنامهنویسان ENIAC Six: نخستین برنامهنویسان رایانه در تاریخ
ENIAC Six معمولاً چنین فهرست میشوند: Kathleen “Kay” McNulty Mauchly Antonelli، Jean “Betty” Jennings Bartik، Frances “Betty” Snyder Holberton، Marlyn Wescoff Meltzer، Frances “Fran” Bilas Spence و Ruth Lichterman Teitelbaum. آنان در 1997 به تالار افتخارات Women in Technology International راه یافتند — بیش از 50 سال پس از کارهای محوریشان.
پیش از آنکه “برنامهنویس” شوند، بسیاری از زنان در خلال جنگ جهانی دوم بهعنوان رایانههای انسانی استخدام شده بودند. این یک عنوان شغلی بود؛ یعنی انجام ریاضیات سخت با دست یا با ماشینحسابهای مکانیکی رومیزی، اغلب برای نیازهای نظامی مانند بالستیک. ارتش ایالات متحده در اوایل دههٔ 1940 زنان را برای این کار جذب کرد و از میان آن گروه، شش زن حدود 1945 برای برنامهنویسی ENIAC برگزیده شدند.
یکی از دلایل انتخاب زنان ساده و کاملاً تاریخی است: کمبود نیروی کار در زمان جنگ درها را گشود، و کار رایانشی اغلب در جعبهٔ “اداری” قرار داده میشد، حتی وقتی به مهارتهای جدی ریاضی نیاز داشت. تاریخنگار Jennifer S. Light محاسبات بالستیک و برنامهنویسی اولیه را کاری توصیف میکند که میان کار علمی و کار اداری مینشست: به آموزش پیشرفته نیاز داشت، با این حال همچنان اداری دستهبندی میشد. این دستهبندی تعیین میکرد چه کسی استخدام شود، چه کسی دستمزد بگیرد، و چه کسی اعتبار کسب کند.
ENIAC Six پیشگام بودند. اما نظام پیرامونشان برای آنکه با آنان همچون پیشگام رفتار کند طراحی نشده بود.
برنامهنویسی ENIAC در واقعیت چه شکلی داشت
اگر برنامهنویسی را بهصورت نوشتن سطرهای کُد تصور میکنید، ENIAC شما را ناامید خواهد کرد.
ENIAC با پلاگبوردها و سیمکشی فیزیکی برنامهریزی میشد. وقتی دستورالعملها از راه سیمکشی “برنامه” میشد، دستگاه سریع اجرا میکرد. اما هر مسئلهٔ تازه ممکن بود به سیمکشی طولانی و وارسی دقیق نیاز داشته باشد. Britannica این مبادله را روشن توضیح میدهد: پلاگبوردها اجازه میدادند ENIAC با سرعت الکترونیکی اجرا شود، اما تغییر مسئله بهمعنای سیمکشیِ فیزیکیِ دوباره بود که روزها طول میکشید.
ENIAC Six باید مسائل ریاضی را به کنشهای ماشینی ترجمه میکردند. آنان از نمودارهای منطقی استفاده میکردند و باید میفهمیدند بخشهای مختلف دستگاه چگونه با هم کار میکنند. “رابط” مستقیم و سختطلب بود — و حافظه هم محدود — و همین، برنامهنویسی را سختتر از چیزی میکرد که کسانی بیرون از اتاق میفهمیدند.
ENIAC از هزاران لامپ خلأ استفاده میکرد. ماشینهایی از این دست میتوانستند بهصورت کاملاً فیزیکی از کار بیفتند. بنابراین برنامهنویسان اولیه هم به تفکر ریاضی و هم به حل مسئلهٔ عملی نیاز داشتند. این نکتهٔ کلیدیای است که وقتی کارشان “اداری” خوانده میشود گم میشود. کارشان به فهم عمیقی نیاز داشت — همان فهمی که یک فناوری نو را قابلاستفاده میکند.
جزئیاتی کوچک اما طنزآمیز: برنامهنویسی اولیه کمی شبیه کار اپراتوریِ مراکز تلفن بود — کابلها، اتصالها، مسیردهیِ دقیق. اما وقتی زنان کار مشابهِ “اتصال” را در صنایع دیگر انجام میدادند، اغلب کاری روتین تلقی میشد. وقتی همین کارِ اتصال یک رایانه را ممکن کرد، تاریخ همچنان در نامیدن آن بهعنوان نوآوری تردید داشت.
روز نمایش: برای ماشین کف زدند، برای برنامهنویسان نه
ENIAC تا حدی بهخاطر رونمایی عمومیاش در فوریهٔ 1946 مشهور شد. Penn Today یادآور میشود که هنگام رونمایی از ENIAC، دو زن اجرای آزمایشیای را ساخته بودند که رسانهها را تحت تأثیر قرار داد. همچنین اشاره میکند که محاسبهٔ مسیر یک موشک که بهدست Bartik و Holberton طراحی شده بود، مبنای نمایش برای مطبوعات بود.
اما در پوشش رسانهای اغلب چه اتفاقی افتاد: عکسها مردان را نشان میداد، مقالهها نام مردان را میآوردند، و زنانی که نمایش را عملی کرده بودند در روایت غایب بودند. Penn Today توضیح میدهد که چگونه عکسهای آرشیوی شامل زنان و مردان است، اما مقالهها و تصاویر منتشرشده تنها مردان را برجسته کردند. پس از نمایش موفق، زنان به ضیافت تبریکی دعوت نشدند.
اعتبارِ عمومی منزلتِ حرفهای میسازد. منزلتِ حرفهای قدرت میآفریند. قدرت تعیین میکند بارِ بعد چه کسی استخدام شود، چه کسی ترفیع بگیرد، و کار چه کسی به “استاندارد” بدل شود. ENIAC Six فقط چند تعریف و تمجید را از دست ندادند؛ آنان دههها دیدهشدن را از دست دادند.
خبر خوب این است که داستانشان برای همیشه پنهان نماند. IEEE Spectrum توضیح میدهد که پژوهشگر و فیلمساز Kathy Kleiman چگونه این زنان را پیدا کرد و تاریخ شفاهیشان را ضبط نمود و به بازگرداندن کارشان به حافظهٔ عمومی کمک کرد.
وقتی “کارِ زنانه” ارزشمند میشود، قواعد اغلب عوض میشوند
اکنون به بخش ناخوشایندِ عنوان میرسیم: برنامهنویسی “کارِ زنانه” تلقی میشد — تا زمانی که به حرفهای معتبر بدل شد.
در آغاز رایانش، برنامهنویسی اغلب کاری روتین و مکانیکی توصیف میشد، نزدیکتر به اجرا کردن تا ابداع کردن. چنین چارچوببندیای به سازمانها اجازه میداد این شغل را در ردهای کممنزلت قرار دهند. تاریخنگار Jennifer S. Light توضیح میدهد که برنامهنویسی، بهعنوان امتدادِ محاسبهٔ انسانی، با ایدهٔ “کارِ زنانه” در دههٔ 1940 سازگار بود.
اما منزلت در فناوری ثابت نمیماند. در دههٔ 1960 و 1970، صنعت آغاز کرد به تلقیِ برنامهنویسی بهعنوان مهارتی کلیدی که تقاضای بالایی داشت و روزبهروز پردرآمدتر میشد. JSTOR Daily استدلال تاریخنگار Nathan Ensmenger را خلاصه میکند: “قدردانیِ تازه از برنامهنویسان رایانه” بهعلاوهٔ افزایش تقاضا، با جهشی بزرگ در دستمزدها همراه شد — و با تغییری در اینکه چه کسی “نوعِ درست”ِ برنامهنویس تلقی میشد.
پژوهش Ensmenger همچنین برجسته میکند که این حرفه چگونه در این دوره آغاز به “مردانهکردنِ خود” کرد، بهعنوان بخشی از حرفهایسازی و ساختن منزلت. او یادآور میشود که نسبت حضور زنان در برنامهنویسیِ اولیه در مقایسه با بسیاری از حوزههای فنی غیرمعمولاً بالا بود، اما جامعهٔ حرفهای در عین حال راهبردهایی را پی گرفت که بهمرور برنامهنویسی را بیشتر مطابق با کلیشههای مردانه کرد.
ابزارِ بهویژه بُرنده در این چرخش، فرهنگِ استخدام بود. نکتهٔ Ensmenger این است که شرکتها از آزمونهای استعداد و کلیشههایی استفاده کردند که به سودِ داوطلبانی بود که “ضداجتماعی، گرایشمند به ریاضیات، و مرد” دیده میشدند؛ و این کلیشهها سپس خود را تقویت کردند.
اینگونه است که یک شغل میتواند “برچسبِ جنسیتی” خود را عوض کند بیآنکه دشواریِ هستهایاش عوض شود. یک دهه آن را کارِ پشتیبانی میپندارند. دههای دیگر “نخبه” میشود. و ناگهان، مسیرِ جذب، بازاریابی، و فرهنگ، به سود گروهی دیگر دست به انتخاب میزنند.
پس ENIAC Six یک مطالعهٔ موردی است دربارهٔ اینکه چگونه پرستیژ ساخته میشود — و اینکه اعتبار با چه سهولتی میتواند جابهجا شود.
چه بر سر ENIAC Six آمد؟
IEEE Spectrum یادآور میشود که پس از تکمیل ENIAC، آن شش زن به کار برای ارتش ایالات متحده ادامه دادند، در آموزش نسل بعدیِ برنامهنویسان ENIAC کمک کردند، و برخی بعدتر به پایههای برنامهنویسیِ مدرن یاری رساندند.
بااینهمه، شناساییِ عمومی دیر از راه رسید. راهیافتن به تالار افتخارات در 1997 نمادی از آن تأخیر است: جامعه اغلب مدالها را خیلی دیرتر از ترفیعها میدهد.
چرا داستان ENIAC Six اکنون اهمیت دارد
اگر امروز در فناوری کار میکنید، شاید فکر کنید این داستان بهاندازهٔ کافی “بیخطر” قدیمی شده است. چنین نیست. الگو هنوز آشناست.
در اینجا چند درس عملی برای تیمهای امروزی آمده است:
- نامبردن مهم است. اگر شرکتتان محصولی عرضه میکند، چه کسی بهعنوان خالق نامیده میشود؟ چه کسی بهعنوان پشتیبان توصیف میشود؟ دیدهشدن مسیرِ شغلی را شکل میدهد.
- ابزارها منزلت میسازند. وقتی کاری “دستی” بهنظر میرسد، ممکن است کممهارت خوانده شود. اما کارِ سخت میتواند دستی باشد. برنامهنویسیِ ENIAC فیزیکی بود و درعینحال عمیقاً فکری.
- پرستیژ سیاسی است. همانطور که کار Ensmenger نشان میدهد، هویتِ حرفهای میتواند به شیوههایی ساخته شود که شمول یا طرد ایجاد میکنند. “شایستگی” واقعی است، اما کلیشهها، آزمونها و دروازهبانی هم واقعیاند.
- تاریخِ فناوری ابزاری برای جذب نیروست. وقتی مردم بتوانند خودشان را در گذشته “ببینند”، تصورِ خودشان در آینده آسانتر میشود. IEEE Spectrum بهصراحت این نکته را میگوید: گشودن درهای تاریخ میتواند به جذب در مهندسی و علوم رایانه کمک کند.
به همین دلیل هم ENIAC Six سزاوار حضور در مجموعهٔ Women in IT است. کارشان نشان میدهد که زنان هرگز در رایانش “تازهوارد” نبودند. تازه این بود که چه کسانی به یاد سپرده شدند.
سخن پایانی
در مطلب نخستمان، پرسیدیم “مرگ” یک هوش مصنوعی چه معنایی دارد، و اینکه چرا مفاهیمی مانند خاموشی و هویت وقتی ماشینها شبیه انسان صدا میدهند اهمیت دارند. در این داستان، “مسئلهٔ هویت” شکلی دیگر دارد: مسئله چتباتی نیست که حافظهاش را از دست میدهد، بلکه کارشناسانِ انسانیاند که اعتبارشان را از دست میدهند — و تقریباً از روایت رسمی محو میشوند.
ENIAC Six به ما یادآوری میکند که فناوری همیشه لایهای پنهان دارد: انسانهایی که آن را به کار میاندازند، توضیحش میدهند، میآزمایند، و به آن “صدا” میدهند. اگر میخواهیم در آینده فناوری بهتری — ازجمله هوش مصنوعیِ ایمنتر — داشته باشیم، باید در نام بردن از انسانهای پشت آن بهتر عمل کنیم. خودِ ماشینها بهقدر کافی نشان و برند دارند.